تبليغاتX
همه چی
از اسمش معلومه...
يه وقتهايي ميشه آدم فکر ميکنه چقدر دنيا مسخرست ....
تا حالا به همچين چيزي برخوردين ؟ 
با خودت ميشيني فک ميکني


         آخه يعني که چي ؟
         زندگي چيه ؟
        براي چي ما زندگي ميکنيم ؟
        به کجا ميخوايم برسيم ؟
        از کجا اومديم؟
        اگه بابا و مامان با هم ازدواج نميکردند سرنوشت من چي بود؟
        يعني من بچهء يکي ديگه بودم ؟ يا اصلاً وجود نداشتم؟
        هر نفر فقط يه بار زندگي ميکنه؟
        پس چرا اينقدر بعضي صحنه ها و اتفاقات برامون آشنا هستند؟


 تا حالا فک کردين يه زماني ميخوايم بميريم ؟
        بعد از مرگ چي ميشه ؟
        چه حسي به آدم دست ميده ؟
        ما از کدوم دسته آدمها هستيم ؟
        مثبت هستيم يا منفي؟


يا اينکه ::
        ميشه ما قبل از مرگ امام رو ببينيم؟
        امام چه طور ميخواد ظهور کنه ؟
        امام چه تيپي داره  ؟
        با عبا و امّامه هست يا کت و شلوار؟
        يعني تو ايران ظهور ميکنه ؟ يا يه جاي ديگه ؟
        چه کسي ميخواد خبر ظهور رو به مردم بده ؟
        مردم چه حالي پيدا ميکنند؟
        امام گردن چه کسايي رو ميزنه؟
        اولين نفر رو که امام هلاک ميکنه کي هست؟
        از آدمهايي هست که ما ميشناسيم ؟
        اصلاً ايراني هست يا ....؟
و هزاران و هزار سؤال و چراي ديگه ......................
امّا بعد از کلي فکر کردن به اين نتيجه ميرسيم که به اين چيزها فک نکيم و به زندگيمون برسيم

                                             « هر چه باد ، آباد  »
ما کارمون رو ميکنيم و اميدواريم که ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/10ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط صابر و دوستش  | 

سلام به دوستاي هميشه گلم .
خوب که هستين؟
اولش براي اين تأخير طولاني معذرت ميخوام و از دوستايي که لطف داشتن و براي من نظر گذاشتن تشکر ميکنم.
و امّا از امشب باز کار من شروع ميشه ، و اميدوارم باز هم دوستاني باشند که من رو دلگرم به کار کنند
( هر چند که تمام دلگرمي به خود آدم بستگي داره ) فک ميکنم زيادي نطق کردم D: فعلاً بسه....
يک چند بيت از من داشته باشيد ،براي مقدمه .....



عشق من
يادم کن
گاهي
که به دل دارم
آهي..
تو که از دردم آگاهي

يه دنيا
يه دنيا
عاشقم من
بدون که به عشقت
صادقم من
تو مست خويش و من مست عشقم
اگه نباشي ميميرم
بيا که عمر از سر گيرم

SorooSh
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/09ساعت 2:35 قبل از ظهر  توسط صابر و دوستش  | 

سلام به دوستای عزیزم
من یکم ....... بودم برا همین نشد که آپدیت کنم
:D ولی کار من دوباره شروع شد . البته اگه خدا یاری کنه
+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/08ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط صابر و دوستش  |