تبليغاتX
همه چی
از اسمش معلومه...
تصوری داشتم

خیال کردم که در ساحل دریا با خدا قدم میزنم

در آسمان تصویری از زندگی خود دیدم

همه جا دو ردّ پا بود

یکی از آن من و یکی جای پای خدا بود

وقتی در آخرین تصویر زندگیم به روی شنها نگاه می کردم

دیدم که فقط یک ردّ پا میبینم

دریافتم که اینها در سخت ترین مواقع زندگیم بوده است

برای رفع ابهام از خدا پرسیدم:

خدایا  فرمودی که اگر به تو ایمان آورم هرگز تنهایم نخواهی گذاشت

چرا در سخت ترین مواقع زندگی ردّ پایی از تو نمیبینم؟

چرا در آن اوقات رهایم کردی؟

فرمود:

فرزند عزیزم‌.... تو را دوست دارم و هرگز تنهایت نگذاشته و نخواهم گذاشت

اگر در سخت ترین اوقات فقط یک ردّ پا میبینی

آن ردّ پای من است که تو را به دوش کشیده ام.

 

خدایا فراموشمون نکن

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/12ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط صابر و دوستش  |