|
|
|
|
|
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو اهل طاعونی این قبیله ی مشرقی ام تویی این مسافر شیشه یی شهر فرنگ پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ رختم از تاوله تن پوش تو از پوست پلنگ تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش من به فکر یه اتاق اندازهی تو واسه خواب تن من خاک منه ساقه ی گندم تن تو تن ما تشنه ترین تشنه ی یک قطره ی آب بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا تن تو مثل تبر تن من ریشه ی سخت تپش عکس یه قلب مونده اما رو درخت نباید مرثیه گو باشم واسه خاک تنم تو آخه مسافری خون رگ اینجا منم تن من دوست نداره زخمی ی دست تو باشه حالا با هر چی که هست هر چی که نیست داد می زنم بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو
|
||